ارمیا ارمیا ، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

ارمیا کوچولوی من

خرید سیسمونی :)

سلام عشق مامان حالت خوبه پسر گلم؟ تو همه ی زندگی من و بابا حامد هستی عزیزم امروز اومدیم تهران هم برای دکتر هم برای خرید تو عشق من    ...
28 آبان 1390

داریم برات اسم پیدا می کنیم مامان :*

سلام مامانی حالت خوبه عزیزدلم؟ حالا دیگه مشخص شده که من یه گل پسر قند عسل تو راه دارم J وقت اسم پیدا کردنه. من و بابا حامد کلی اسم خوشگل برات پیدا کردیم , اما واقعا نمی دونیم کدومو برات انتخاب کنیم که وقتی که خودت بزرگ شدی ار اسمت راضی باشی؟ بابا حامد همش میگه که اسمتو بذاریم سام یا آرسام یا برسام اما من دوست دارم یه اسم تک برات انتخاب کنم چون پسرگل  من همچیش تکه     من اسم ارمیا رو برات انتخاب کردم خیلی از اسم ارمیا خوشم میاد البته بابا حامدم اسم ارمیا رو دوست داره (ارمیا اسم یه پیامبر برای قوم بنی اسرائیل) معنی لغویشم یعنی اینکه بهره بخش یا بهره را زیاد میکند هنوز معلوم نیست کدوم رو انتخاب کنیم اما امیدوارم اسمتو دوست داشته...
28 مهر 1390

تعیین جنسیت

تعیین جنسیت عزیزم سلام خوبی مامان؟؟؟؟ امروز رفتم برا تعیین جنسیتت پیش دکتر فریبا براتی همشم استرس داشتم دوست داشتم بدونم پسری یا دختر اما اینم بگما من همیشه پسر دوست داشتم J اما صحیح و سالم بودن برام مهمتره  خلاصه رفتم و دکتر گفت که پسری من شاخ در آوردم چون تو تهران دکتره گفت به احتمال 60% دختری به دکتر گفتم مطمئنین؟؟؟ گفت آره کامل مشخصه از سونوگرافی که اومدم بیرون اول زنگ زدم به بابایی گفتم که پسری بابایی ام گفت دیدی من از اول می گفتم پسره ..... راست میگفت حسش بهش درست گفته بود بعدش به مادر جون گفتم اونم خیلی خوشحال شد ......  ...
3 مهر 1390

سکوت

از بس به خاطر سكوت اينجا عقده اي شدم كه تصميم گرفتم   به محض تولد فقط جيغ بزنم تا تخليه شوم   ...
10 شهريور 1390

حبس

گاهي وقت ها فكر ميكنم مگه چه كار بدي كردم كه مرا به تحمل    يك حبس 9 ماهه در انفرادي محكوم كرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!!       ...
27 تير 1390

شروع

تا چند وقت پيش نبودم اما حالا زندگي مشتركم را شروع كردم   و فعلا براي مسكن رحم را براي چند ماه اجاره كردم........   البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بيرون مي اندازد   و تمام وسايلم را هم مي گذارد توي كوچه !!!!!!!!! ...
16 تير 1390

اولین لحظه هایی که اومدی پیشم دوست دارم عزیزم

به نام خدا خدایی که تورو بهم داد  چند وقتیه که متوجه شدم یه فرشته ی کوچولو تو وجودم داره رشد می کنه خیلی خوشحالم تصمیم گرفتم که از این به بعد اتفاقاتی که برام می افته رو بنویسم تا بعد ها این فرشته ی کوچولو بدونه که چه اتفاقاتی پیش اومده قبل از به دنیا امدنش و بعدش.......   ...
13 تير 1390
1